یک لحظه نشد کزغمت آرام بگیرم
از سوی تو یادم شده پیغام بگیرم
سخت است مرا قاصد خود گرکه فرستی
با باد صبا کزلب اوکام بگیرم
صد سال اگر بگذرد از عمرمبادم
بی نام تو یک لحظه که فرجام بگیرم
تا برسر بام تو بود خانه دل را
کی بازتوانم که دگربام بگیرم
خواب خوش من نیست مگرباززمانی
دردام توافتاده ود ردام بمیرم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر