
گل های اطلسی که در آن آخرین بهار
باآن وداع کردی ورفتی ازاین دیار
در زاد روز پاک تو ای دختر بهار
بر تربت تو نها د م به یادگار
بر خیز تا دو باره بهاری شود دلم
دستم بگیر تا که بگردیم سبزه زار
ما با امید آمد ه بودیم این سفر
رفتی و هیچ نماند م د گر قرار
خرداد ماه آمدن شا پرک رسید
در دشت و باغ بگردند بیقرار
منت گذار بر گل و بر سبزه و چمن
باز ا که جلو ه نما یند در بهار
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر