
روزتولد توست پایان ده این حذر را
بگشای بال رنگین آغاز کن سفر را
برخیزتا که بینند پروانههای زیبا
پرواز یار دیرین رقاص خوش خبر را
گلهای نرگس زرد از شوق روی دلدار
سر میکشند هر جا تا افکنی نظر را
گیسوی بید مجنون جارو زند چمن را
از لالههاچه گویم خم میکنند سر را
هر جا قدم گذاری رنگین کمان رویت
نورافکند به دلها روشن کند سحر را
آواز خوان شهرم دیوانهام تو کردی
خاموش کن خدایااین مرغ دربه دررا
شمعی که درکنارش پروانهای نباشد
بهتر که سر زنندش این شمع بی ثمر را
باغ بهشت جایت دانم کجا نشستی
منت گذار بر من برخوان تو همسفررا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر