
نزديك به 38سال خانه ام را باانواع گلها پركردم تا جايگاهي براي نشستن پروانه ام آماده كنم و او بال هاي رنگين و زيبايش را بگشايد و زندگيم رازينت بخشد
امروزاما يك سال است كه گلي درخانه ام نميرويد چون پروانه ام نيست تا بر آن بال گشايد
باغ هاي گل بي حضور پروانه رونق ندارند و مرغان صبحگاهي در نبوداو ناله سر ميدهندو آوازشان شوقي بر نمي انگيزد زندگي بي حضور پروانه روز مره گي است و من دراين سردر گمي در پي راهي ميگردم تا شايد بازاو رادر كنار گيرم و روشنايي و نور را به خانه ام باز گردانم و خانه ام را با گل هاي زيبا بيارايم تا بر آن ها بال گشايد و مانند گذشته زيبايي بخش زندگيم باشد
اين آرزويي است كه هر شب بخواب ميبينم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر