این
لحظه لحظه پرواز و رفتن است
این
لحظه لحظه آسودگی زدرد
این
لحظه لحظه پیوستنت به دوست
این
لحظه لحظه آغوش مادراست
تنها
دراین سفر
با
کوله بارپرازرنج و خستگی
با
بال های خسته پریدی به سوی یار
(
ای رفته از برم به دیاران دوردست )
با
هرنفس که فرو میرود به جان
نام
تو همره است
وا ندم
که بازدرآرم نفس همی
نام
توهمدم است
در
جای جای ذهن و ضمیرم نشسته ای
تنها
توئی که به هرکوی وهردیار
در
خاطرمنی
در
باورمنی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر