عمر پروانه با بهار آغاز
میرود با خزان به همره گل

استفاده از مطالب این سایت با ذکر ماخذ بلامانع است

۱۳۹۱ فروردین ۲۰, یکشنبه

قهر پروانه

ننه بارون تو بهار
اشک ریزون دلشوخوب خالی کرد
آخ چه پربود دل اون
مثل برگ گل ناز
دل اون نازک بود
وقتیکه بلبل عاشق سرصبح
چهچهه عشق میزد
ننه بارون دوباره
گریه رواز سرمی گرفت
لب هرغنچه که وا میشد توی باغ
ننه بارون با اونا اشک میریخت
باغبون، تا که میرفت گل بچینه
چشما شو نم می گرفت
آخه اون غصه میخورد
دلش از دست خزون خون شده بود
آخه این چه کاری بود
که خزون گلها رو پرپر بکنه
سبزه ها رو خشک خشک
برگا رو رو شاخه ها زرد بکنه
دل پروانه پر از درد بشه
قهر بکنه
پر بزنه
آخه این چه کاریه
ننه بارون تو بهار
ناله میکرد
همه جا گریه میکرد
برق میزد ، آه میکشید
تا یه روز شاپرکی
رنگ وارنگ
روی یک شاخه گل
رقص کنون
گفت بهش ای ننه جون
غصه نخور ، داد نزن
گریه نکن ، آه نکش
من و گل هم عهدیم
ما میریم فصل خزون
بر میگردیم با بهار
دستا مون تو دست هم،
دلامون به یک قرار

هیچ نظری موجود نیست: