
عشق را از سر بدر کن حاصلی جز غم ندارد
عاشقی زخمیست گر زد بر دلی مرهم ندارد
آنکه در اندیشه عشق است و در رویای مستی
گو بدان این باده جز بد مستی و ماتم ندارد
عشق را مردانگی، باید که در این روزگاران
عاشقی، مردانگی، جایی به این عالم ندارد
عشق یعنی دل سپردن، سر سپردن، جان سپردن
بی گمان پروانه است او کاین صفت ها کم ندارد
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر