ز خاک تیره چو سر میزند عروس بهار
نوای بلبل شوریده پر کند گلزار
شکوفه های بهاری عروس بستان را
لباس بخت به تن میکند ز گل سرشار
صبا ز باغ فلک هدیه آورد ما را
فرشته ا ی که به دامن نشانده گل به هزار
بلور آبی دریای آسمان چو شکست
سرشک شوق فشاند به نو رسیده بهار
خدای عشق به مهتاب مژده خواهد داد
که شاهدی تو به شب های عاشقی بسیار
هرآنکه عاشق گلگشت و باغ وبستان شد
عجب مدار گر او را خزان نمانده قرار
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر