
بلبلان مست و هوا مست و درختان همه مست
شاپرک ها به تکاپو سر گل جام به دست
سالکان در عجب از شور و هیاهوی بهار
جامها پر کند آن ساقی میخانه پرست
سبزه درباغ و چمن سر زده از خاک زمین
عاشقان همره بلبل همه جا دست به دست
عطر گل مست کند بلبل شوریده به باغ
بید مجنون بخرامد به چمن شانه به دست
هرکه را با گل و پروانهٔ فتادش سر و کار
فصل پاییز دلش از گل و گلخانه شکست
کاش پاییز نیاید به جهان در همه عمر
حیف پروانه من فصل خزان رفته ز دست
من چه بیهوده شدم غم زده از دوری او
خانه دوست مکانیست که پروانه نشست
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر